صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
253
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ « 1 » . آنها آنچه از نعمتها را كه به شمارش نمىآورند ، دعاكننده ابزارند و با زبان ظاهرشان آن را نخواستهاند ، بلكه به زبان نياز و استحقاق ؛ يعنى زبان فطرى و وجودى ، خواستهاند . در قرآن آمده است : يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ « 2 » . پس سؤال فطرى از خداوند در اجابت دچار تخطّى نمىگردد و آن دسته از دعاها كه اجابت نمىشود يا به اين است كه دعاكننده چيزى را مىخواهد كه نيست و نسبت به آن جاهل است ؛ و يا اين كه درخواست محقّق است ، ولى نه فقط از جانب خداوند ؛ مثل كسى كه درخواستى از خداوند دارد و قلبش به اسباب عادّى و يا امور وهمى مشغول است و آن را در كارش مؤثّر مىداند . پس دعا خالصانه براى خدا نبوده و حقيقتا خدا را نخوانده است . لذا خداوندى كه دعاها را اجابت مىكند ، خدايى است كه شريك در كارش ندارد و نه كسى كه به واسطهء شركت اسباب و اوهام عمل نمايد . وقتى سخن پيامبر ( ص ) را مىآورد كه فرمود : « هرگاه درخواستى دارى ، از خداوند بخواه ، و هرگاه نياز به كمك دارى ، از خداوند كمك بخواه . » قلمش كلامى را در نهايت رفعت و دقّت آشكار مىسازد كه قلب شاد مىشود و خاطر لذّت مىبرد و به بيان ارزش اسبابى كه نيازها و خواستهها را امنيت مىبخشند پرداخته ، اشاره مىكند كه غفلت از آنها جايز نيست و شايسته نيست كه به اعتماد به آنها اكتفا نمود ؛ « اين اسباب عادّى كه پيش رو داريم ، سببيّت آنها محدود به حدودى است كه خداوند براى آنها تعيين نموده ، نه آن گونه كه مستقل در تأثير به نظر مىآيند ، بلكه تأثير آنها تنها از طريق واسطه در ارتباط هستند و امر به دست خداوند است ؛ بنابر اين بر بنده واجب است كه در نيازهايش به جناب عزّت و باب كبريا توجّه نمايد و به هيچ سببى تكيه نكند ، هرچند خداوند ابا دارد كه امور تنها به اسباب خود جريان يابند ؛ اين دعوتى است به عدم اعتماد به اسباب جز به خداوندى كه به آنها سببيّت بخشيده است ؛ يعنى به قلب از او چيزى مىخواهد و آنچه را كه مىخواهد با زبان مىطلبد و
--> ( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) آيهء 34 : و از هرچه از او خواستيد به شما عطا كرد و اگر نعمت خدا را شماره كنيد نمىتوانيد آن را به شمار درآوريد . قطعا انسان ، ستمپيشهء ناسپاس است . ( 2 ) - رحمن ( 55 ) آيهء 29 : هركه در آسمانها و زمين است از او درخواست مىكند . هرزمان ، او در كارى است .